به نام خداگاهی اوقات در زندگی چنان بی انگیزه میشوم که تک تک ثانیه هایم را به بهترین شکل ممکن به بطالت می گذرانم. چند روزی است که دوباره چنین حالی دارم.در این مواقع معمولا اینستاگرام بهترین ابزار فرصت سوزی من است. متوجه حالم میشوم. اپلیکیشنش را پاک می کنم. مدتی است که کتابی را در دست دارم.جز از کل نوشته استیو تولتز. روزی ده صفحه از آن می خواندم اما با پاک کردن اینستا کتاب، مسئولیت ناکام گذاشتن ثانیه ها را به عهده می گیرد. انگار فقط دنبال وقت کشی ام. حالا به هر طریقی اینستا، کتاب، خواب،... .این وضعیت را دوست ندارم. بی انگیزگی محض. حتی علاقه ای به سر کار رفتن ندارم. درون خودم کنکاش می کنم تا راهی به سوی نور پیدا کنم به سوی زندگی. فکر میکنم چرا در کودکی اینقدر دغدغه مند نبودیم. یاد شعر سهراب میفتم "زندگی آب تنی کردن در حوضچه اکنون است". درست است. رمز خوشبختی همین است. در کودکی از تک تک ثانیهایمان لذت میبردیم و فکر نمیکردیم چرا کار دیگری نکردیم. از لحظه، از مسیر زندگی لذت می بردیم. بلند میشم. قبلا یک دست بلوز و شلوار ست خریده بودم. حمام میروم و ست نو را می پوشم. کمی حالم بهتر می شود. سر کار عادت ندارم مانتوی رنگی و روسری بپوشم. با مانتو و روسری میروم برای حال خودم. بهتر میشوم اما فایده ندارد . دوباره بی انگیزه میشوم باید دنبال چیز دیگری بگردم. حالا دیگر حتی کتاب هم نمیخوانم. اینستاگرام را با سایت بالا آورده و بی هدف در اکسپلور می چرخم. دیگر حالم بهم میخورد. دستم به خون ثانیه های عمرم آلوده شده. باید برای خودم کاری کنم. سرچ می کنم الهی قمشه ای و از مجموعه نتایج یکی را به صورت تصادفی بر میگزینم. در مورد شکرگزاری است که فردی که شکر گزار نباشد شاد نیست. همین است از تنهایی خ اولین4...
ادامه مطلب
ما را در سایت اولین4 دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 80
تاريخ: سه
شنبه
21 تير
1401 ساعت: 17:27